
دختر:عشقم ميخوام يه چيزي بگم ولي قول بده كه عصباني نشي پسر:باشه بگو دختر:هفته ي پيش داداشم خواهرتو ديده وخوشش اومده مي خواد باهاش حرف بزنه پسر:چي غلط كرده استخوناشو خرد ميكنم و دندوناشو ميريزم تو حلقش او كي باشه به ناموس من نگاه كنه دختر:ميشه دستمو ول كني پسر؛چرا چون الان تو هم داري دست ناموس داداشمو ميگيري منو فراموش كن و برو مواظب ناموست باش و به ناموس ديگران كاري نداشته باش اينجاست مه ميگن رروشنفكريت براي دختران غريبه است به مادرو خواهرت كه ميرسي قيصر ميشي...
ادامه مطلب